شيخ ذبيح الله محلاتى
208
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
آن پسر برخواست بنزد مادر رفت و ماجرا را بعرض رسانيد كه اين مهمان در استكشاف احوال من بسيار مبالغه مىنمايد و متعهد مىشود كه بعد از وضوح حال هر هم و غمى كه دارم بر طرف بنمايد اكنون اى مادر شما چه مىفرمائى آيا راز خود را به او بگويم مادرش گفت آنچه از جبين انور او استنباط كردم من او را قابل سپردن هر راز نهانى مىدانم و قادر بر حل عقدهاى اهل جهان هست راز خود را از او پنهان مدار و در حل هر اشكال دست از دامن او مكش اين وقت آن پسر بنزد حضرت عيسى آمد عرض كرد اى مهمان عزيز پدر من مرد خاركنى بود چون سراى فانى را وداع گفت و از اين جهان برفت به غير من فرزندى از او نماند چون به حد رشد رسيدم مادرم شغل پدرم را به من فرمان داد كه متصدى بشوم و مشغول خاركنى گردم منهم امتثال فرمان مادر نمودم و پادشاه ما را دخترى است در نهايت حسن و جمال و عقل و كمال و پدرش علاقهء بسيار به او دارد و ملوك اطراف همه آن دختر را از او طلبيدند و او قبول نكرده است كه به ايشان تزويج نمايد و آن دختر را قصرى رفيع است كه پيوسته در آنجا مىباشد روزى من از پاى قصر او مىگذشتم نظرم بر او افتاد و از عشق او بىتاب شدهام و تا به حال اين درد پنهان را باحدى اظهار نكردم به غير مادرم و اين دردي است كه به كسى نمىتوانم اظهار بنمايم حضرت عيسى عليه السلام فرمود مىخواهى آن دختر را براى تو بگيرم آن جوان عرض كرد من مىدانم اين امرى است محال و از مثل شما بزرگمردى كمال عجب است كه با من سخريه و استهزاء بنمائى حضرت عيسى فرمود كه من هرگز به كسى سخريه و استهزاء نكردهام سخريه كار جاهلان است و اگر قادر بر امرى نباشم اظهار آن به تو نمىكنم اگر مىخواهى چنان مىكنم كه فردا شب آن دختر در آغوش تو باشد پس آن پسر بنزد مادر خود آمد و سخنان آن حضرت را نقل كرد مادرش گفت اى فرزند اين ميهمان عزيز من چنان دانستهام كه آنچه مىفرمايد مقرون به حق و صواب و خالى از شك و ارتياب است آنچه به تو فرمان مىدهد عمل كن كه ترا به مقصود خواهد رسانيد پس حضرت